X
تبلیغات
رایتل
یکشنبه 12 خرداد‌ماه سال 1392
تبریک ویژه و متفاوت به آقای حسن روحانی

رئیس جمهور منتخب، جناب حجت الاسلام روحانی
دو روز پیش در کمال آرامش و امنیت، در یازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری پیروز شدید، این پیروزی را صمیمانه خدمت شما تبریک عرض می کنم. طرفداران شما در کمال آرامش و امنیت در خیابانها جشن گرفتند، این آرامش و پیروزی را مرهون شهدایی هستیم که در سال 88 برای حفظ جمهوری اسلامی جان دادند، درغیر این صورت امروز نه اسلامی بود نه جمهوری که ما انتخاب کنندگان و شما با لباس اسلامی روحانیت رییس جمهوریتش باشید ...

  

بسجی همیشه مظلوم است، هشت سال جنگید و به برادی کشی متهم شد، هشت ماه در وسط خیابان از آراء مردم در مقابل فتنه دفاع کرد و فحش خورد. حالا هم که به رای مردم احترام گذاشت، مسخره می شود! ای کاش رقیبان ما میدانستند که اگر هر گروهی میخواست در مقابل رای مردم (حجت الاسلام روحانی)، بایستد و تمکین نکند بسیج همان برخوردی را با آنها میکرد که در سال 88 کرد.


هنوز آن خاطره تلخ روز عاشورا در خاطرمان هست، آن روزی که این متن را "حجت بر شما مردم تمام شد، وقت شکست سکوت و دفاع از حق است" را با ناراحتی و عصبانیت تمام نوشتم... انشالله ما پاسدار رای شما خواهیم بود و شما پاسدار ارزش ها و اعتقادات مردم ایران اسلامی.


بسیجی مَرد است، از آراء رقیب همچون محافظت میکند که از ناموس خود. حجت الاسلام روحانی از صندوق دولتی بیرون آمد که به تقلب 11 میلیونی متهم بود ولی از 250 هزار رای اضافه بر 50 درصد محافظت کرد تا امروز همان ها که دیروز ادعای تقلب داشتند به پاک بودن انتخابات اعتراف کنند. و ما هم خدا را شاکریم که تحت لوای ولایت طعم شیرین پیروزی 72.7 درصدی را میچشیم.

به یاد شهدای هشت سال دفاع مقدس و شهدای 88، اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

برچسب‌ها: انتخابات 92، انتخابات 88، انتخابات ریاست جمهوری، حسن روحانی

سه‌شنبه 17 اردیبهشت‌ماه سال 1392
تقویم تاریخ:

در حال نگارش .



دوشنبه 9 اردیبهشت‌ماه سال 1392
صحبتی با آقا پسرهای دم بخت و حتی بعد از عقد!

سلام علیکم! 

یه سلام مردونه و خیلی جدی برای شروع بی مقدمه یه صحبت خیلی جدی!


اواخر سال گذشته با توجه به تجربه های بسیار دوستانم و خودم درمورد خواستگاری رفتن و مشکلات عجیبی که سر راه بود، مطلبی نوشتم با عنوان:  صحبتی با خانواده دخترخانم های دم بخت!


از خدا که پنهان نیست، از شما چه پنهون که حق به جانب و با توپ پر نوشته بودم، با اینکه آخرش سعی کردم بی طرف بشه متن! اما نتیجه چیزی شد بسیار نزدیک به حقیقت، البته حقیقتی واقع گرایانه... 


متاسفانه و متاسفانه و متاسفانه دیدم چند تن از خواهرهای متاهل، باز هم متاسفانه... آمدند و نظرات ارزشمندی دادند از پسرهایی که من توصیف کرده بودم و اکنون همسرهای این خانم ها هستند... ولی با اما... ولی با امایی همراه هست این داستان..


می تونید نظرات مطلب "  صحبتی با خانواده دخترخانم های دم بخت! " رو در  قسمت نظرات آن (+) مطالعه کنید و سپس به ادامه مطلب بپردازید تا به خوبی متوجه منظور مطلب بشوید انشالله. البته به گونه ای ادامه پیدا می کند مطلب که اگر آن ها را مطالعه نکنید هم مسئله ای پیش نمی آید.


بله کجا بودیم؟ آها: بزرگوارانی نظر قرار داده بودند که ما با چنین پسرهای خوبی که شما توصیف کردید، دقیقا با همین ظاهری (مذهبی) که در مطلب بیان شده ازدواج کردیم... اما...


اما ایشان خلاف آنچه که در جلسات طولانی بین مان گفته بود عمل کرد:

الف: اما ایشان بر خلاف اعتقاداتی که به زبان بیان کرده بود اهل دورغ و غیبت و تمسخر است.

ب: اما ایشان بر خلاف اعتقاداتی که لسانا در جلسات خواستگاری گفته بود عمل کرد.

ج: اما ایشان به وعده هایشان برای خریدهای ازدواج و خرید خانه عمل نکرد.

د: اما ایشان اهل تلاش و کوشش برای رفاه و رزق و روزی خانواده نیستند.

ک: اما ایشان در جواب کار نکردن های خودش می گوید رزق و روزی ما همین قدر است! 

ق: اما ایشان احترام من را نگه نمیدارد و تحقیر و توهین و تهدید به طلاق می کند!

 و اماهای دیگر...


بی دینی در قابل روشنفکری: یا یک مدل دیگر، فردی که ظاهری بسیار مذهبی داشته ولی شرایط خلاف شرع عروس خانم را به راحتی قبول کرده است و الان باهم خوشبخت هستند! ( برادرشان در تعریف از ارزش صداقت این مثال را زده بودند که حتی این هم جای صحبت دارد و حدیث های آن را ذکر میکنم در ادامه انشالله)  در زندگی ظاهری دنیا..



از دیگر دوستانم بصورت مجازی و حضوری پرسیدم و تایید کردند نظرات رو متاسفانه، و مجبور شدم دست به کیبرد ببرم برای یاداوری حق!


و اما جواب هایی دندان شکن و بدون تعارف با آقا پسرهای دم بخت و آقا پسرهای بکم بعد از دم بخت یا همان بعد از عقد: !


به ترتیب از بالا:


الف: غیبت و تمسخر به شدت در دین مبین اسلام نهی و مذمت شده است:


پیامبر صلى الله علیه و آله در حدیث گرانقدری می فرمایند:


اَلغیبَةُ اَسرَعُ فى دینِ الرَّجُلِ المُسلِمِ مِنَ الکِلَةِ فى جَوفِهِ؛

غیبت کردن در (نابودى) دین مسلمان مؤثرتر از خوره در درون اوست.


و همچنین در سوره مبارکه الحجرات، جزء ۲۶ می خوانیم:


یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا یَسْخَرْ قَومٌ مِّن قَوْمٍ عَسَى أَن یَکُونُوا خَیْرًا مِّنْهُمْ وَلَا نِسَاء مِّن نِّسَاء عَسَى أَن یَکُنَّ خَیْرًا مِّنْهُنَّ وَلَا تَلْمِزُوا أَنفُسَکُمْ وَلَا تَنَابَزُوا بِالْأَلْقَابِ بِئْسَ الاِسْمُ الْفُسُوقُ بَعْدَ الْإِیمَانِ وَمَن لَّمْ یَتُبْ فَأُوْلَئِکَ هُمُ الظَّالِمُونَ ﴿۱۱﴾


اى کسانى که ایمان آورده‏اید نباید قومى قوم دیگر را ریشخند کند شاید آنها از اینها بهتر باشند و نباید زنانى زنان [دیگر] را [ریشخند کنند ] شاید آنها از اینها بهتر باشند و از یکدیگر عیب مگیرید و به همدیگر لقبهاى زشت مدهید چه ناپسندیده است نام زشت پس از ایمان و هر که توبه نکرد آنان خود ستمکارند (۱۱)


 مطالعه بیشتر درمورد این آیه.


و چه ختم فصل الختامی قوی تر از متن صریح قرآن و حدیث از پیامبر اکرم (ص)...!


و صد البته این دو حدیث قطره ای از ده ها حدیث در مورد غیبت و تمسخر هستند! و هرکس ادعای مذهبی بودن دارد و اهل اینهاست، به صراحت و با استناد به احادیث می گویم، شما مذهبی نیستید که هیچ، مسلمان هم نیستید!!!


شما می توانید حدیث های بسیار دیگری را درباره غیبت، در سایت آوینی، , چند حدیث درباره شوخی و تمسخر را در وبلاگ علمی مطالعه کنید. 


..............................


ب و ج: در باب وفاع به عهد و پیمان و قول هم مطمئنا احادیث بسیار و آیه های قرآن را به خوبی به خاطر دارید، در قرآن کریم 32 بار در باره کلمه عهد و پیمان و وفای به آن تذکر داده شده است و در حدیث گرانبهایی از رسول اکرم صل الله علیه و آله، میخوانیم:


لادین لمن لا عهد له

آنکس که وفای به عهد و پیمان نکند، دین ندارد.

﴿/ بحارالانوار/ج٧٥/ص٩٦﴾


و همچنین در سوره الرعد در مورد مومنین می خوانیم:


الَّذِینَ یُوفُونَ بِعَهْدِ اللّهِ وَلاَ یِنقُضُونَ الْمِیثَاقَ ﴿۲۰﴾

همانان که به پیمان خدا وفادارند و عهد [او] را نمى‏شکنند (۲۰)


و مطمنئنا آن پسری که به عهد خود وفا نمی کند را نمی توان نه تنها مذهبی و حزب اللهی به شمار آورد، بلکه در مسلمان بودن او شبهه وارد است!!!


احادیث بیشمار دیگر را می توانید در سایت بولتن و صدای معصومین مطالعه کنید.


..............................


د و ک: در هیچ کجای دین مبین اسلام آورده نشده است که کار نکنید، چرا که رزق شما مشخص است و دو دستی در سبدی از آسمان برایتان می اندازند آن را!! 


در این رابطه امام حسن عسکری (ع) فرموده اند : گرچه خداوند در نظام حکیمانه ی آفرینش ، ارزاق مردم را تضمین کرده است ولی مبادا اندیشه ی ضمانت خداوند رازق، مغرورتان سازد و شما را از انجام فریضه ی کار و کوشش باز دارد.

منبع : تحف العقول ،ص489


و همچنین رسول الله (صلی الله علیه و آله) می فرمایند: 


 اَلْعِبادَﺓُ عَشَرَﺓَ اَجْزاءٍ تِسْعَـﺔٌ مِنْها فی طَلَبِ الْحَلالِ

عبادت ده جزء است که نه جزء آن در کار و تلاش برای به دست آوردن روزی حلال است.

منبع: مستدرک الوسائل، ج۱۳، ص۱۲


و مگر در آن روایت نخوانده ایم که امام معصوم فردی را دائم در حال عبادت دیدند و تذکر دادند که ایشان چه زمانی برای رزق و رفاه خانواده تلاش کند و این عبادت به تنهایی قابل قبول نیست؟


و آیا نمی دانید کار برای رفاه خانواده ثوابی همانند جهاد در راه خدا دارد؟


احادیث بسیار دیگری در سایت آوینی، وبلاگ حدیث ، سایت رسولِ نور و تبیان، در تایید این موضوع قرار داده شده است که می توایند مطالعه کنید!


آیا اگر من و شما به این ها عمل نکنیم نه تنها مذهبی و حزب اللهی، حتی آیا می توانیم ادعای مسلمانی کنیم!!؟


دو جلسه سخنرانی زیر از استاد پناهیان برای اینگونه افراد کافی است، سخنرانی های بسیار جذاب و صریح در مورد وظیفه مومن در کسب روزی حلال و رفاه خانواده و جامعه ی او. پیشنهاد می کنم حتما آنها رو گوش کنید.


 دانلود سخنرانی استاد پناهیان در مورد تلاش برای کسب رزق و روزی و رفاه خانواده (1)

 دانلود سخنرانی استاد پناهیان در مورد تلاش برای کسب رزق و روزی و رفاه خانواده (2)

منبع: سایت شهدای گمنام


..............................



ق: بسیار متاسف هستم که باید حدیث هایی را در مورد احترام و محبت به همسر، این اصل روشن تر از روز بنویسم برای آن اقا پسری که همسر گرامیشان در مطلب صخبتی با دخترهای دم بخت، از بی احترامی های ایشان، دردل کرده بودند... 


 امام سجاد علیه‏السلام در این باره می فرمایند:

وَ اَمّا حَقُّ الزَّوجَةِ فَاَنْ تَعْلَمَ اَنَّ اللّه‏َ عَزَّوَجَلَّ جَعَلَها لَکَ سَکَنا وَ اُنْسا فَتَعْلَمَ اَنَّ ذلِکَ نِعْمَةٌ مِنَ اللّه‏ِ عَلَیْکَ فَـتُـکْرِمَها وَ تَرْفُقَ بِها وَ اِنْ کانَ حَقُّکَ اَوجَبَ فَاِنَّ لَها عَلَیْکَ اَنْ تَرْحَمَها؛


حق زن این است که بدانى خداوند عزوجل او را مایه آرامش و انس تو قرار داده و این نعمتى از جانب اوست، پس احترامش کن و با او مدارا نما، هر چند حق تو بر او واجب‏تر است اما این حق اوست که با او مهربان باشى.


منبع: من لایحضره الفقیه، ج 2، ص 621، ح 3214

 

امام صادق(ع) می فرمایند:

من اخلاق الانبیاء حبّ النساء.

محبت نسبت به زن از اخلاق انبیاء است.


صدالبته این روایات بسیار اند، شما می توانید متن بسیار زیبایی را در باره محبت به همسر در سایت تبیان مطالعه بفرمایید.


کافی نیست این همه روایت و تاکید بر محبت و احترام به همسر و خانواده؟ آیا آن کسی که اینگونه نیست رسم مسلمانی می داند؟ صد البته که چنین فردی تنها ادعای مذهبی بودن دارد اما مسلمان هم نیست!!!


..............................


اگر بخواهم از این موضوعات بنویسم بسیار است، اما بهتر است در ادامه یک موضوع بسیار عجیب و رایج و بد را بررسی کنیم!!!!


بی دینی با ظاهر روشنفکری: متاسفانه بعضی از آقا پسرها هم به اسم مذهبی ها و تنها با ظاهری شبیه به این قشر، کارهای خلاف شرع می کنند و خودشان و اطرافیان شان هم آن را مبنی بر روشنفکری شان می دانند و نه سستی شان در دین. 


و به این راحتی آبروی یک قشر بزرگ و معتقد برده می شود. مانند نظری که در مطلب صحتبی با دخترهای دم بخت گذارده شده بود در توضیح اهمیت تفاهم و صداقت... اما تفاهمی که به نشان از سستی در دیدن بود و لازم دیدم در مورد این قشر تذکری جدی بدهم.


آری بسیاری هستند که با ظاهری مذهبی و هشت من ریش!! ده مدل انگشتر مذهبی، به محض ازدواج از شب عروسی و رقصیدن های ده مدله!! شروع می کنند و از فردای آن روز هم در زندگی شخصی خویش از هر حریمی می خواهند عبور می کنند...


این ها هم جزء قشر مذهبی ها نیستند و بعید می دانم مسلمانی شان هم چنان چنگی به دلِ نامه ی اعمالشان بزند، وقتی با هر شرط غیر شرعی همسر و هر سبک غیر دینی زندگی می کنند. 


اسلام به ذات خود ندارد عیبی

هر عیب که هست از مسلمانی ماست


انشالله  تنها با عمل به واجبات و آنچه می دانیم، الگلوی یک مسلمان و بچه حزب اللهی واقعی باشیم و با اشتباهات شخصی و سستی در دین آبروی این سراچ منیر را خدشه دار نکنیم.


مطمئنا اگر من و شما، یک مسلمان پایبند و عادی هم باشیم، نه بیشتر حتی! جامعه ما بهشت خواهد شد. 


انشالله به این ترتیب برای زندگی در جامعه آرمانی مان به رهبری امام زمان (عج) تمرین و عادت کنیم.


مطالب مرتبط: 


بازنشر شده در: رجانیوز - عمارنامه - عرش نیوز - فردو نیوز - خیبرآنلاین - حریم یاس - 

برچسب‌ها: ازدواج، خواستگاری، دختر دم بخت، پسر دم بخت، سبک زندگی اسلامی، جهاد، دانلود سخنرانی استاد پناهیان، رزق و روزی حلال، محبت به همسر، همسرداری

دوشنبه 26 فروردین‌ماه سال 1392
درددلی با تاج سر فاطمه... درددلی با منتقم خون فاطمه

الهی من بمیرم برایت مولا... 


درسته شاید من و امثال من لیاقت فرزندی خانم فاطمه الزهرا رو نداشته باشیم، درسته که من پدرم سید نیست... اما مادرم که فرزند شما هست...


اما از روزی که به دستور نائب شما، بچه ها قدم توی جبهه های نبرحق علیه باطل گذاشتند.. از روزی که شهدای قطعه قطعه شده ما توی کوهستان های سرد غرب و بیابون های گرم و سوزان جنوب کشور، غریب و گمنام تنها مونده بودند... 


دقیقا از همون روزها دیگه ما هم شدیم بچه های خانم زهرا... شدیم بچه های فاطمه الزهرا... اخه می دونی آقا؟ شهدا بارها بهمون خبر دادند که توی اون شب های پر از غربت توی بیابون های بی روح، هرشب مادرتون بهشون سر میزدند...  


آقا می خوام امشب بنویسم از دردلهایی که دیگه توی دلم جاشون نیست... آقا با همین اشک هام می خوام درددل کنم از مادرمون و بنویسم از زخمی که از پدرمون مولا علی به ما ارث رسیده، بنویسم از نمک هایی که روی زحم شما می ریزند دشمنا... 


فاطمیه اول که رسید و عید ما سیاه پوش شد، شعری رو می خوندم که می گفت:


حضرت حیدر به نام فاطمه حساس بود

خلقت از روز ازل مدیون عطر یاس بود


ای که ره بستی میان کوچه ها بر فاطمه

گردنت را می شکست آنجا اگر عباس بود


آقا میدیدم دوستانم وقتی این شعر رو می خونند چطور برآشفته می شدند و رگ غیرت شون بیرون می زد و اشک توی چشم هاشون جمع می شد... آقا درسته دست های گناه کار ما بازه.... اما می تونم درک کنم که چقدر سخته دست های برترین مخلوق خداوند بسته باشه و جلو چشم هایش به ناموس عالمی بی حرمتی کنند... 



بله آقا ... سخته براشون بخونند از تاریخ درد و آه ... بخونند از اون جهنم عظیم که اطراف مادرمون خانم فاطمه الزهرا برپا شده بود و شیاطین انس...


اما تموم نشد این روضه دوخطی... چند روز بعد پاسخی سنگین تر اومد برای این دوبیت شعر، پاسخی که آتیش زد وجودمو، آتیش زد وجودمون رو:


ای که میگویی اگر عباس در آن کوچه بود!     

یا که سقا لحظه ی حساس در آن کوچه بود


قهرمان جنگها آیا مگر حیدر نبود؟     

یک تنه فتاح درب قلعه ی خیبر نبود؟


در مصاف دشمنان مولا مگر هیبت نداشت؟

صاحب تیغ دو سر آیا مگر قدرت نداشت؟


با وقارو هیبتش صفهای دشمن می شکست   

با همان دستان خیبر کن که گردن میشکست


بی گمان عباس هم از دست مادر میگرفت

یا علی را بردنی از شال حیدر میگرفت...


مصلحت این بود زینب تا کند افغان و آه

فاطمه سیلی خورد اما کند حیدر نگاه


ای قلم افشا مکن ظلم همه اغیار را

قصه ی دیوارو در یا سینه و مسمار را


بله آقا... بله صاحب الزمان، به خدا دیگه این زخم ها آروم نمی گیرند... به خدا خیلی سخته آدم فاتح خیبر باشه و امر الهی سکوت باشه...



آقا امروز ظهر شاهد بودید سر سفره مادرمون بعد از عزاداری رو؟ شاهد بودید که اون بی بته های بی حیا چطور خون به جگرم می کردند؟ چطور نمک می خوردند و نمک می شکستند...؟


آقا به جون بی ارزشم قسم می خواستم زبان باز کنم  و سیلی بزنم بر زبان های بی حیاشون... اما نمی دونم چی شد، یاد این بیت ها افتادم... خورد شدم... لحظه ای و ذره ای درک کردنِ حسی که امیرالمومنین داشت نابود ونیستم می کرد... 


امام مهدی.. مولای من، الهی بمرم براتون، الهی بمیرم برای پدرمون امام علی که چه کشید اون شب و روزها... 


به خدا از عاشورای هشتادوهشت که اولین زخم ها بر تن ضعیف اعتقاداتم خورد به خودم قول دادم این زخم رو تازه نگهدارم  و انتقام این دردهای مشترک رو بگیرم. آقا ما رو هم توی این زخم و دردهای تاریخی شریک بدونید.


آقا تسلیت عرض می کنم، آجرکم الله... خدا بهتون صبر بده... 


امام دندون روی جیگر میذاریم، دندون روی جگر میگذریم به امید روزی که شما تکیه بر دیوار کعبه بزنید و فریاد انتقام جویی خون مادرمون فاطمه رو برآوردید... فریادِ بای ذنب قتلت... 


آقا صبر می کنیم ولی صبر علی وار... آقا صبر می کنیم ولی خون جگر می خوریم...

آقا به خدا صبر میکنیم ولی شمشیرهامون رو هر روز تیزتر دیروز می کنیم تا لحظه انتقام گرفتن از دشمن علی و فاطمه لحظه ای در نابودی دشمن درنگ نکنند...



برچسب‌ها: امام زمان (عج)، شهدا، آسمان مال آن هاست، نایت امام زمان، ولایت فقیه، فاطمیه، عاشورا

پنج‌شنبه 24 اسفند‌ماه سال 1391
چگونه سعادتمند شویم؟

در چهار کلمه است راه سعادتمند شدن، چهار کلمه که یک جمله ساده را تشکیل می دهند:

آنچه می دانید  عمل کنید


در ادامه برای روشن تر شدن این جمله چند مثال ساده را  پدر نقل کردند:


مثلا امروز اوستا قدرت (نقاشی ترک زبان و بسیار خوش مشرب و با معرفت) تعریف کردند که در سن 12 سالگی داشتند زمین رو شخم میزدند، سنگی مزاحم بوده، برادر ایشون اون رو به زمین بغلی پرت میکند!


پدرشون میره و سنگ رو برمیداره و می اندازه در جوی، و میگه چرا انداختی آن زمین اگر میدانی خوب نیست؟ 


بله، همین قدر ساده است، آنچه می دانید عمل کنید


و شاهد قرآنی این راه سعادتمند شدن هم این آیه شریف است که:

لایکلف الله نفسا الا وسعها (+)


پدر همچنین اعتقاد دارند که عمل به آن چیزی که میدانی باعث می شود همه ی آنچه نمیدانی الهام شود و خداوند در این راه کمک راه خواهد بود انشالله.


مطئنا همه ی آنچه به نقل و بفرموده پدر نوشتم، شاخه ای از شاخه های تقوا دسته بندی می شوند، "تقوا" کلمه ای که دست یافتن به آن عین سعادت دنیا و آخرت است.


رسد آدمی به جایی که بجز خدا نبیند

    بنگر که تا چه حدست مکان آدمیت


همچنین آیت الله بهجت (ره) نیز سخنرانی بسیار گیرا و زیبایی دقیقا با همین موضوع و مفهوم دارند که مطالعه آن و یا دیدن ویدئو آن سرشار از لطف و برکت و مهربانی است.


ایشان اینگونه شروع می کنند: « من عمل بما علم أورثه الله علم ما لا یعلم »   هر کسی به معلوماتش عمل کند، خداوند مجهولاتش را معلومات می کند به همان دلیلی که ... ( مطالعه تمام سخنرانی )  


پ ن: بفرموده پدر در 50 دقیقه بامداد با نیت رضایت خداوند و اطاعت محض از پدر دست بر قلم بردم تا نقلی از پدر در راستای تربیت دینی پسر 24 ساله اش را مکتوب کنم.


پ ن: مطمئنا شواهد بسیاری در تایید این حرف پدر گرامی در بین احادیث و روایت موجود می باشد که انشالله به متن اضافه خواهد شد. اگر هم توفیق آن نبود شما خواننده گرامی سعادت خواندن آنها و مهم تز از آن "عمل به آنها " را از دست ندهید انشالله.

پ ن: سایه تان مستدام که این روزها، در این سن بی داد غرور و منیت، تجربه جدیدی از شنیدن نصیحت های شما بدست آورده ام، تجربه بزرگ شدن، شنیدن نصیحت هایی بسیار جدی و گاه تند ولی احساس خلاف روال، احساس بزرگ شدن و بزرگ تحویل گرفته شدن. از عمر بنده کم باد و بر عمر شما و برکت افزون باد انشالله


برچسب‌ها: راز، رازهای خوشبختی، چگونه خوشبخت شویم، چگونه سعادتمند شویم، راه های خوشبختی، حدیث در مورد خوشبختی، حدیث در مورد رمضان، حدیث

دوشنبه 14 اسفند‌ماه سال 1391
پنجره ای رو به بهشت

وقتی آسمون دلت پر میشه از ابرهای سفید بهاری و چشمه های چشم، بارونی ذلال از خوشحالی می بارند

وقتی که بعد یه بارون مفصل، یه رنگین کمون قشنگ روی صورتت نقش می بنده

وقتی که هرچند هم کهکشون باشی باز حس اون ابرهای بهاری برات بیشتر ارزش داره

اون وقته که دوست داری سرت رو بگیری بالا و به خورشیدت نگاه کنی و بگی

الحمدلله



یکشنبه 13 اسفند‌ماه سال 1391
خانواده دختر و پسرهای مجرد بخوانند: مهریه بر علیه مهر

سلام علیکِ و علیکَ و علیکم!


بریم سر اصل مطلب! مهریه...


خیلی جمله مشهوری است، حتی بچه ها هم از برنامه های تلویزیونی شنیدند و می دونند این جمله کجا کاربرد داره...



اما این یه جمله نیست، این روزها شده خیلی چیزها:

شده دغدغه و نگرانی جوون ها
شده از مهم ترین صحبت های بیشتر خواستگاری ها
حتی شده ملاک خیلی از ازدواج ها
حتی شده ملاک ازدواج ها

حتی شاید شده ملاک و ضمانت خوشبختی جوون ها ...


حالا اینجا رو دقت کنید... اینکه اصل قضیه مهریه رو چه کسی مطرح کرده به کنار، اما چیزی که خیلی انگار در مقدارش تاثیر گذاره، چیزی مبهم و خیلی خیلی متغیر است!


یه اسم جالبی هم داره که توی بحث های دیگه اجتماعی هم مثل حجاب و پوشش، یا ساده زیستی و تجملات یا کلا سبک زندگی استفاده میشه، صداش می کنند "عرف" !


ئه چه جالب! این کلمه رو هم می دونستید شما! بله میدونم میدونید، اما تو مو میبینی و من پیچش مو...


خوب، حالا این پیچش رو یکم باهم برسیم کنیم، چطوره!؟ اون هم از اول پیج! دقیقا همون جایی که مورد فراموشی و غفلت و بی مهری! قرار گرفته؟ 

خوب چون موافق هستید ادامه میدم...


 از قدیم ندیم ها رسم شیربها و جهیزیه و هدیه های قبل و بعد عروسی بوده، هرقوم و قبیله ای هم رسم و رسومی داشتند، بعضی هزینه های همه چیز نصف نصف هستند از اول تا آخر، بعضی ها جهیزیه را هم داماد میدهد، بعضی ها توافقی و بعضی ها ...


اما، همیشه از یه جایی به بعد داستان فرق میکنه (فرق کرد)، از اون جایی که صحبت از دستورات خدایی پیش میاد (پیش آمد) ، همان تنها دینی که بر اهمیت ازدواج، حقوق زن و مرد در ازدواج تاکید زیادی دارد و موضوع مهریه که شاید در فرهنگ های قبلی لزومی بر آن نبوده ( حتی در حد شیربها که به مادر گرامی داده میشده! یا هزینه ای که همین جوری به خانواده دختر پرداخت میکردند و دختر میشد برای آقا داماد و ... ) را در حد بالای علتِ صحت عقد و ازدواج مطرح می کند. 


در این حد که اینگونه نقل می کنند:  مهریه از نگاه شرع، حق زن است و وجه مهریه برای زن از شیر مادرش هم حلال تر است... 

می بینم که خانم های خواننده خیلی خوششان آمد، اما صبر داشته باشید...


حالا اینگونه نقل شدن جمله بالا را هم بخوانید لطفا: اگرچه که مهریه از نگاه شرع، حق زن است و وجه مهریه برای زن از شیر مادرش هم حلال تر است، اما وقتی رقم مهریه آن قدر بالا باشد که از حد توان مرد خارج باشد و مرد بداند که توان پرداخت این میزان مهریه را ندارد، از نگاه شرعی اشکال به وجود می آید. حتی اگر خودش زمان عقد به این میزان مهریه رضایت داده باشد.


توجه: زیاد دنبال جهت گیری و هدف مطلب از زبان بنده نباشید، و طبق این آیه عمل کنید لطفا: 

 فبشرعبادالذین یستمعون القول ویتبعون احسنه (+)

پس بشارت بده به بندگانی که به سخن گوش فرامى‏دهند و بهترین آن را پیروى مى‏کنند اینانند که خدایشان راه نموده و اینانند همان خردمندان (+)


خوب ادامه صحبت مون...، کجا بودیم؟ 

آها دنبال یک ملاک دینی، برای موضوع مهریه که ماهیتا به وسیله دین مطرح شده و واجب برشمرده است.


البته فکر کنم قبلش وضع الان جامعه و یک نظر رو در مورد مهریه مرور کنیم به بهتر پیش رفتن موضوع کمک میکنه، بخصوص اینکه کمک می کنه شما خواننده گرامی، کمی بیشتر با دیدگاه نگارنده آشنا شوید...


در جامعه ای که امروز زندگی میکنیم، مانند دیگر امور که هرکسی برداشت خودش را از یک اصل مهم و دینی دارد، در مورد مهریه هم نظرها و عمل های مختلفی است:


خانواده هایی آن را حق دختر می دانند و تصمیم با دخترخانم است، بعضی نظر، نظر پدر یا مادر خانواده است، بعضی مقدار آن را مبنی بر میزان ارزش دخترشان که بسیار است میگذارند و بعضی منتظر مقداری از سمت خانواده داماد هستند که میزان اشتباق بی نهایت آنها را انعکاس دهد، بعضی هم معیارهای عددی دارند چون نام دختر خانم به حروف ابجد، چون تعداد یاران امام زمان و تعداد پیامبران و بعضی هم چهارده معصوم (ع) که در سطح ایمان به این اعداد و اعتقادات و عمل هم باز تفاوت بسیار است.


این توضیحات بالا می شود همان عبارت "عرف" که بالاتر از آن نام بردیم.


حالا آنچه نظر خانواده و پدر بنده و اطرافیان من است:

پدر و مادر بنده اعتقاد شخصی و خانوادگی شان بر این است که یک دختر خوب و مومن و خانواده دار و پخته و ... ، آنقدر ارزشمند و قابل احترام و توجه است که هرچقدر هم مهر ایشان کنی، فرضا 1000 سکه طلا، هم کم است و کم خواهد بود. 



حال آنکه شاید خانواده ای نظرشان بر این باشد که باید هرآنچه ممکن است پشت قباله دخترمان باشد، که بلکه ارزشش در دیدگان دیگران بدرخشد...



یاد این سخن پدرم می افتم که در زمان جوانی و دقیقا دور و ور سن و سال من در آن روزگار به آن معتقد بوده است و امروزه به شکل امروزی تر بیانش را برایتان بالاتر نوشتم.


دختر اگر دختر خوب و ارزشمندی باشد یک فرقان!! (تعجب نکنید 25 سال پیش کم از نیسان آبی این روزها نداشته است) !! هم طلا پای آن دختر بریزی کم است و باید کوهی طلا پای او ریخت و اگر هم آن دختر خوب و با ایمان نباشد به اندازه یک فرقان... نیرزد...



نتیجه این سه حرف و تصویر می شود نا معادله ناجوانمردانه ای که اگر فاکتور سومی در آن قرار نگیرد می شود دومعادله و سه مجهول.... 

منظور از فاکتور سوم، همان فاکتور اصلی و ریشه ی مهریه است

داخل پرانتز: 

( از نکته های تلخ و دوست نداشتنی این بحث به این اشاره کنم که در این میان، عملا اخلاق و ایمان خواستگار و معیارهای دختر خانم و پسندیده شدن هایی که معمولا با معیارهای بسیار متعالی هستند انگار به فراموشی سپرده می شود.)



حالا برویم سراغ اصل مطلب. مهریه! البته آن فاکتور سوم، یا شاد آن فاکتور اول فراموش شده...

و آن مهریه مذکور در اسلام عزیز است.

مهریه ای که همچون بسیاری دیگر از احکام دین در قرآن کریم به آن دستور داده شده و سپس توسط پیامبر (ص) و معصومین (ع) تبیین و تعریف شده اند.


هرچه بگویید سخنان فوق الذکر نظر شخصی بنده بوده است و شما نظر دیگری دارید حق با شماست... پس در این قسمت حدیث هایی را از معصومین ذکر می کنم تا انشاءالله با هم، نظرات خودمان را با این احادیث محک بزنیم و ببنیم کدام به حق نزدیک تر هستیم . 


آنچه بیشتر به سمت خانواده دخترخانم ها برمی گردد:


. . . . . . . . . .

اَعظَمُ النِّساءِ بَرَکَةً اَیسَرُهُنَّ صَداقا

با برکت ‏ترین زنان، کم مهریّه‏ترین آنان است.

السنن الکبرى، ج 7، ص 235

. . . . . . . . . .

لا تُغالوا بِمُهورِ النِّساءِ ، فَإِنَّما هِىَ سُقیَا اللّه ِ سُبحانَهُ 

 در مهریه هاى زنان ، زیاده روى نکنید ؛ چرا که زنان ، در واقع ، باران خداوند سبحان اند.

. . . . . . . . . .

رسول اکرم (ص):

 بهترین زنان آن است که مهرشان آسان تر باشد

. . . . . . . . . .

رسول اکرم (ص):

بهترین مهر ها آن است که سبک تر باشد

. . . . . . . . . .

رسول اکرم(ص):

أفضَلُ نِساءِ اُمَّتِی أصبَحُهُنَّ وَجها وأقَلُّهُنَّ مَهرا

بهترین زنان آن است که رویش خوبتر و مهرش کمتر باشد

بحار الأنوار : 103 / 237 / 25 منتخب میزان الحکمة : 254

. . . . . . . . . .

حضرت امام صادق(ع):

خوبی زن آن است که مهرش کم باشد و شومی زن آن است که مهرش گران باشد.

. . . . . . . . . .

رسول اکرم(ص):

مهرها را سنگین نگیرید  مهر ومحبت را باید خداوند مهربان فراهم آورد  پول و مال مهر ومحبت نمی آورد

. . . . . . . . . .

امام صادق علیه‏السلام :

أمّا شُؤمُ المَرأةِ فکَثرَةُ مَهرِها وعُقوقُ زَوجِها .

شومى و ناخجستگى زن ، زیاد بودن مهریه او و نافرمانى از شوهرش مى‏باشد .

. . . . . . . . . .

و از آن طرف به مردان چنین یاداوری می شوند:


. . . . . . . . . .

رسول اکرم(ص):

هر کس زنی را با مهریه بگیرد، ولی در نیّت پلیدش قصد پرداخت مهریه را نداشته باشد، روز رستاخیز در قیافه زناکاران می آید.

کنز العمّال-ج16--ص323 

. . . . . . . . . .

امام علی (ع):

هر کس در مورد پرداخت مهریه به زنش ستم کند، که بوسیله آن زوجیّت او مباح گردیده، گرفتار زنا شده است.

بحار الأنوار- ج103 -ص 352

. . . . . . . . . .

امام صادق (ع):

مردی که زنی را به همسری می گیرد، و قصد پرداخت مهریه او را ندارد، عمل او حکم زنا را دارد. وسائل الشیعه - ج 15- ص21

. . . . . . . . . .

امام صادق (ع):
 من امهر مهرا ثم لاینوی قضائه کان بمنزله السارق
 هر که مهریه ای مقرر کند و قصد پرداخت آن را نداشته باشد در حکم سارق و دزد است.

. . . . . . . . . .

همچنین در مورد مهریه خلاف عرف که می گویند شان فامیل ما اینگونه است، چیزی نداشته و فقط در مورد نفقه و خرجی دختر خانم داریم که باید در شان خانواده ایشان باشند که در اصل با رعایت هم کفو بودن دختر و پسر در موقع ازدواج این موضوع عملا حل شده است.

. . . . . . . . . .


آنچه از قرآن کریم می توان استنباط کرد:


. . . . . . . . . .


 قرآن کریم، با لطافت و ظرافت بى نظیر مى فرماید: «وَءَاتُواْ النِّسَآءَ صَدُقَـتِهِنَّ نِحْلَةً .

 کابین زنانِ را [که به آنها تعلق دارد و] عطیه اى است از شما به آنها، به خودشان بدهید» . 


در این آیه کوتاه، به سه نکته اساسى اشاره شده است :

یک. از مهریه، با نام «صدُقه» یاد شده ، از مادّه «صِدق» بدان جهت که نشانه صداقت و راستین بودن علاقه مرد است . 

دو. الحاق ضمیر «هُنَّ» به «صدُقات»، اشاره به آن است که مهریه، به خودِ زن تعلق دارد ، نه پدر و مادر وى، و به اصطلاح، «شیربها» نیست .

 سه. کلمه «نِحله»، به روشنى دلالت دارد که مهریه ، در واقع ، چیزى جز هدیه و پیشکش مرد به زن نیست 


به نظر می رسد به نوعی حق انتخاب بایستی براساس عقده و نظر زوج باشد تا ملاک هایی همچون نظر مطلق! پدرومادر و آن هم براساس شاءن اشتباه جا افتاده و نادرستی که قبلا در این مطلب توضیح آن را دادیم.


. . . . . . . . . .


خداوند در آیه 27 سوره قصص مهریه دختر شعیب (ع) که به عقد حضرت موسی (ع) در آمده بود ، کارکردن حضرت موسی (ع) به مدت هشت تا ده سال بیان می کند.


چرا این را مانند مهریه در نظر میگیرم؟ چرا که این مبلغ در اختیار همسرش قرار گرفته است، وی سپس با گله ای از گوسفندان که از آن همسرش بود از مدین کوچ می کند.

. . . . . . . . . .


سنت پیامبر: 

. . . . . . . . . .

 پیامبر(ص) حضرت فاطمه (س) را در برابر یک زره حطمی که سی درهم ارزش داشت به علی تزویج کرد.(کافی ، کلینی ، ج 5 ، ص 377) 


باید گفت که هر ده درهم یک سکه دینار بود. پس سی درهم به اندازه سه دینار زر بود که از سوی پیامبر(ص) و امیرمومنان علی (ع) به عنوان مهریه قرار داده شده بود.

همچنین این مبلغ در آن زمان مبلغ کمی نبود چرا که ضروریات زندگی با آن تهیه شد. 



چه بسیار به جاست که تذکر بدیم که چه شاءنی بالا تر از خانم فاطمه (س)... و به نظر می رسد اگر طبق سنت پیامبر میخواهیم عمل کنیم، ملاک های شان دختر خانم ها موارد دیگری جز مهریه باید در نظر گرفته شود.



. . . . . . . . . .


نتیجه:

. . . . . . . . . .

با توجه به موارد بالا که کاملا احادیث و آیات قرآن را شامل می شدند، به نظر می رسد، مهریه مناسب مهریه ایست که شوهر امکان پرداخت و اداء آن را داشته باشد. توافقی بر اساس اعتماد و بر اساس ملاک های اخلاقی و ایمانی طرفین باشد. 


و باید به خاطر داشت موارد ازدواج همه از جمله اموری هستند که در هر زوج نسبت به زوج های دیگر به سبب تفاوت بسیار اخلاقی، ایمانی، مادی، خانوادگی و فرهنگی، متفاوت است و نباید با ملاکی اشتباه به نام "عرف" برای همه نسخه ای یکسان پیچید!


. . . . . . . . . .

در پایان مطلب:


می دانم درون یک مطلب بیش از حد شاید حدیث و آیه قرآن آورده شد، اما این روزها از بسیار تجربه های متفاوت و متنوع، به این نتیجه رسیده ام هرچه سختی و مشکلات شخصی و خانوادگی و اجتماعی داریم بخاطر دوری از اسلام عزیز است و بس...

اسلامی که اگر واقعا آن را بشناسیم و مردانه و با تقوای الهی به آن عمل کنیم، جامعه ای خواهیم داشت همچون بهشت، همان جامعه ی موعود که با ظهور امام عصر (عج) انشاءالله به آن کاملا دست خواهیم یافت...

می دانم هرآنچه پشت سراسلام گفته می شود از نامسلمانی ماست، انشاءالله با مرور این مطلب، دین سنگین مبین اسلام که برگردنمان مانده است را (اسلام عزیزی که آینده روشن مان با آن رقم خواهد خورد) ادا کنیم. 

به امید آنکه شروع زندگی های ما، زندگی های ما و حیات و ممات ما قدمی هرچند کوچک برای ظهور امام عصر (ع) باشد ...



مطالب مرتبط: 

باز نشر شده در:

مشرق - عمارنامه - فرهنگ نیوز - عرش نیوز - ویستا - شهدای کازرون

برچسب‌ها: ازدواج، مهریه، خواستگاری، حدیث درمورد مهریه، همسرداری، بهترین همسر، ازدواج آسان، سبک زندگی اسلامی، سبک زندگی

<<      1      2      3      4      5      ...      86      >>