X
تبلیغات
وکیل جرایم سایبری
سه‌شنبه 19 فروردین‌ماه سال 1393
ما بنده های بد قول برای خدا

سلام


یادتونه روز ازل بعد اینکه اون بار که آسمان و زمان بر دوش نگرفتند را، من و شما به دوش گرفتیم و خدا ازمون قول بندگی گرفت و ما قبول کردیم؟ 


یادتونه که چقدر از بدقولی و دیر اومدن یک دوست و آشنا سر قرار، یا حتی یک مهمان که منتظرش بودیم، چقدر دلگیر یا حتی نگران شدیم؟ هرچند که اون قرار و مهمونی با اون یکی دوساعت یا حتی بیشتر تاخیر افتادن، آنچنان خراب نمیشد؟


حالا شما که کم و بیش این دو مورد بالا رو یادتونه، یه چیزو میشه به من که نه، به خودتون صادقانه بگید؟

  • شما چقدر یادتونه که از دیر خوندن یا حتی قضا شدن نماز اندازه دومورد بالا ناراحت شده باشید از خودتون؟
  • چقدر فکر کردید که میشه که خدا از دیر خوندن یا نماز خوندن شما ناراحت بشه؟
  • چقدر حق میدید که یکی بگه، خدا بهترین دوسته؟ و باید زود رفت سرقرار با این دوست خوب؟ که کلی چیز ازش می گیریم همیشه سر همین قرار ها؟ 
  • چقدر تا حالا ناراحت شدید از کسی که بهتون یادآوری کرده نمازتون رو اول وقت بخونید یا قضا نشه؟
  •  یا چقدر ناراحت شدید از کسی که سر افطار و شام توی مهمونی قبل شروع کردن غذا رفته سر مهم ترین قرار؟ 

بگذریم، همین قدر کافیه، کلاه خودتون قاضی، همون طور که در آخرت خداوند غفور، خودمون رو قاضی نامه اعمال خودمون میکنه. همون روز که عاجز می مونیم از حساب کتاب اعمال خودمون خدای نکرده!


حاسبوا قبل ان تحاسبو


برچسب‌ها: سبک زندگی اسلامی، نماز اول وقت، سبک زندگی، راه های خوشبختی، راه های رشد معنویت، رازهای موفقیت، آرامش، لذت حلال، من و خدا دوتایی تنها باهم، شما و خدا تنها دوتایی باهم

چهارشنبه 6 فروردین‌ماه سال 1393
مرگ غیرت در رگ های خشکیده شهر +عکس
بسم رب الشهدا و الصدیقین 

سلام علیکم
نمی دونم دیروز در مراسم طلبه ناهی از منکر تشریف داشتید یا نه، نمی دونم تصاویر تشییع پیکر شهید امر به معروف و نهی از منکر رو دیدید یا خیر. 

تشیع پیکر غریبانه ای که بسیار به تشییع پیکر شهدای گمنام شباهت داشت. اگر باور نمی کنید عکس ها رو ببینید( + + + )


کاش فقط این شباهت زیبا و غریبانه در تشییع پیکر بود.. که نه... این شباهت بیشتر در غربت و گمنامی بود، گمنامی به معنای اصیل آن! 

نه حرفم رو پس می گیرم.. غربت آن بیشتر بود، تازه شهدای گمنام مورد تحسین قرار می گیرند، وقتی پیکرشون پیدا میشه و پا میذاره توی شهر، ولی این شهید گمنام، برادر علی خلیلی اینقدر مظلوم بود که به قول خودش "یک آقای مسئول ریشو و تسبیح به دست" و بسیاری از اطرافیان هم او را برای کاری که کرده بود سرزنش کرده بودند.

بله.. شاید شهدای گمنام غربتشون به این جمله ها ختم بشه که از کجا معلوم این شهید ایرانی است و..، اما غربت علی به این هم ختم نمیشه که بعضیا میگن کی گفته ایشون شهید شده... 

غربت علی خلیلی و امثال ایشون، اونجاست که از اصل وجودشون توی غربت هستند، شهدای زنده ای که ظاهرشون خار چشم بعضی هاست، همون ظاهر ساده ی بسیجی، لباس طلبگی و یک مقدار ریش و سبیل... 

البته بحث این چیزای ظاهری نیست ها! بحث داشتن ایمان و تقواست، بحث داشتم غیر و حیاست. بحث بندگی خداست.

این روزها بعضی از مردان و زنان این شهر بزرگ و ویران از درون، تهرون! خیلی بی غیرت شدند، خیلی بی حیا شدند، خیلی از انسانیت فاصله گرفتند، آنقدری که اگر جلوی چشم شون به ناموس همسایه شون توهین و تجاوز بشه، میگن شهر قانون داره، پلیس داره... 

بماند امر به معروف کردن و نهی از منکر کردن... بماند بی غیرتی اونهایی که دختر و همسرهاشون با لباس های.. پا میذارن توی شهر و لرزه به ایمان جوون ها می اندازند.


بله این روزها غربت علی خلیلی ها به سه چهارتا چاقو و دشنه خوردن ختم نمیشه، به شهید شدن ختم نمیشه، دشنه و چاقو تازه قسمت خوب ماجراست، چراکه موندن توی چنین شهری از روزی صدبار شهید شدن سخت تره... 

بله زنده موندن خیلی سخت تر از شهادت شده این روزها، مگه همین چند روز پیش نبود که علی خلیلیِ زنده با دست خودش برای امام خودش نامه نوشت و از دردها دردِدل کرد؟ 

مگه همین چند روز پیش نبود که علی به آقا گفت که این دردهای من در مقابل دردهای شهدا عددی نیست... مگه دردهای علی توی اون نامه دغدغه ی غیرت و مردونگی نبود؟ مگه دردهای علی از زخم زبون مردم ترسو و سست ایمان نبود؟ 


علی یکی بود از هزار شهید گمنام و غریب که زنده زنده توی این شهر ویران از بنیان، قدم می زدند و زخم می خورند از بی غیرتی مردهایی که زن و دخترهاشون لرزه به تن ایمان و تقوای جامعه می زنند. 

علی شهید گمنامی بود که به نمایندگی از این همه شهید  گمنام شهر ما، رفت تا به امام زمان(عج) خودش پیغام و شکایت ما رو ببره، شکایت از غربت و گمنامی ولی، شکایت از غربت و گمنامی دین و ایمان، شکایت از غربت و گمنامی خودشان...

علی جان، شهادت و غربتِ گمنامی گوارای وجودت، تا نام جاویده تو باقیست، تا بی غیرتی هست، ما نیز تا پای خون، پای ایمان و غیرت و ناموسمان ایستاده ایم...

مطالب مرتبط: 

بازنشر شده در:

عمارنامه

فرهنگ نیوز

بچه های قلم

راز 57

مفیدنیوز

فردونیوز

تا شهدا

خادم الشهدا

نصرنیوز

ریحانه نیوز

سایت حیا

کاشان حامی

نوشهر آنلاین

نطنزنا

افسران

سنگری ها

مرقوم

عصر وارثین



تبلیغات:

+ طراحی بنر فلش تبلیغاتی ویژه سایت های فرهنگی 

برچسب‌ها: شهید علی خلیلی، طلبه ناهی از منکر، شهید امر به معروف، امر به معروف، نهی از منکر، سبک زندگی اسلامی، شهادت

سه‌شنبه 19 آذر‌ماه سال 1392
نقدی بر منتقدان طرح های فرزند بیشتر، زندگی شادتر

سلام علیکم


بی مقدمه بریم سر اصل مطلب که نقدی بر "نقدکنندگان طرح های فرزند بیشتر زندگی شادتر" است.

هفته گذشته دوستانی از گروه های فرهنگی (خانه طراحان انقلاب اسلامی) تصاویری گرافیکی درباب فرهنگ سازی افزایش جمعیت در سطح شهر تهران و سپس اینترنت کار کردند که با برخوردهای متفاوتی روبرو شد


فرزند بیشتر زندگی بهت , فرزند بیشتر زندگی شادتر


قسمتی تمجید کردند که با آنها کار ی ندارم و به کنار، قسمتی دیگر انتقاد و قسمتی طرح را با بهانه جویی های بنی اسرائیلی تخریب کردند! می گویید چرا می گویم بهانه های بنی اسرائیلی؟


اول، اگر مدل بهانه های بنی اسرائیلی را نمی شناسید، این مطلب را یک نیم نگاهی بیاندازید. (بهانه های بنی اسرائیلی +)


به اصل مطلب بپردازیم: از دشمنانی هم چون سایت ها و گرافیست های معلوم الحال که بودجه خودشان را از شیطان بزرگ و نوکران شیطان تامین می شود انتظاری نمی رود جز "دشمنی" که این ها هم به کنار.


اما صحبت بنده اینجا با رفقای مذهبی، حزب اللهی و رسانه ای و کاربران اینترنتی است که ناخودآگاه و یا با آگاهی هرچه تمام تر به تخریب این تلاش فرهنگی پرداختند. 


اگر اندکی در کار فرهنگی فعالیت داشته باشید، بخصوص کارهای فرهنگی در حوزه گرافیک و کاریکاتور و یا حتی تولید متن، با یکی دوهفته فعالیت جدی متوجه خواهید شد که تولید فرهنگی تاثیر گذار، برای شما نیز، کار بسیار بسیار سختی خواهد بود.


چرا که شما باید ایتدا مشکلات و نقطه های کلیدی جامعه هدف را بشناسید، سپس برای رفع آن کاستی های فرهنگی و اعتقادی راه حل پیدا کنید، سپس بتوانید این راه حل را در قالب یک ایده و ابتکار بصورت غیر مستقیم منتقل کنید و در نهایت دست به تولید کار گرافیکی آن بزنید که آن هم از نظر تخصصی برای خودش داستانی است...


حال با این اوصاف و این هفت خان رستم، به نظر بنده ی حقیر که کمترین فعالیتی را در این حوزه ها تجربه کردم، این دو کار به عنوان پیشروهای عمل به امر ولی در قالب کار فرهنگی، بسیار قوی کار کرده اند و اینجا وظیفه من و شما چیست؟


مطمئنا تخریب و انتقاد به این کار در محیطی همچون اینترنت که دشمن گوش و چشم تیز کرده است برای سوء استفاده نیست. 

برای این جمله هم سند دارم، اینکه همین الان دشمن خونی اعتقادات ما مسلمانان و بخصوص شیعیان، سوء استفاده های خودش را کرده و متن و کار گرافیکی و کاریکاتور نیز برایش زده است، منتشر نمی کنم چون اشاعه فحشا و فساد آن بی خبران است. 


حال وظیفه من و شما چیست؟


اول سخت هایش را می گویم برای شما که میدونم واقعا دلسوز هستید:

می توانید به راحتی و با اندگی تلاش با یک سرچ سطحی و پرس و جو بین رفقا و  فعالین فرهنگی به طراح های عزیز این دو طرح دسترسی پیدا کنید و هرچه نظر و پیشنهاد دارید برای بهبود کارها و حتی کارهای جدید ارائه بدهید.


و بعد از این هم کارهای بسیار ساده تری هست که می توان انجام داد:

می توانیم با بیان کردن قسمت های مثبت کار و یا قرار دادن تصاویر در کنار مطالبی که کاستی های آن را جبران یا پوشانده کند، به تاثیر گذاری آن کمک کنیم.


و در نهایت حتی، مانند این شخصی که نمی دانم کیست، می توانیم آن قسمتی از کار را که مسئله ی کمتری دارد را خودمان اندکی ویرایش کنیم و سپس آن را اینگونه منتشر کنیم:


فرزند بیشتر زندگی بهت , فرزند بیشتر زندگی شادتر 

(نظر شخصی بنده در مورد این طرح: فرزند بیشتر، زحمت و تلاش و همدلی بیشتر، امید به آینده ی بیشتر و تلاش برای تربیت و خوشبختی بیشتر فرزندان، کار بیشتر پدر خانواده که جهاد نوشته میشه، تلاش مادر برا فرزندان که جهاد نوشته میشه، کمک فرزندان قبلی برای بعدی ها حتی در بازی و تربیت و نگهداری خواهر و برادران کوچک تر، در نتیجه زندگی شلوغ تر و شادتر و شیرین تر، عید و مهمونی و شب چله ی شلوغ تر و گرم تر... فرزندانی با عمه و عمو و خاله و دایی... و در نهایت انشالله ماباقیات الصالحات بیشتر بخاطر خدمت بیشتر به جامعه با تربیت فرزند صالح بیشتر...)


آیا راه حل های ساده ای که ذکر شد و شاید به ذهن هرکدام از شما مخاطبین گرامی هم رسیده باشد، خیلی سخت بودند؟ 

شما چه پیشنهادی برای حمایت از چنین کارهای فرهنگی دارید؟ 


توجه: همچنین بنده با تعدادی از دوستان فعال فرهنگی و گرافیست نیز در ارتباط هستم، از ایده های شما برای تصویرسازی های مشابه نیز استقبال خواهیم کرد. در قسمت نظرات می توانید آنها را توضیح داده و برای بهبود نظرات دیگر دوستان نیز کمک نمایید.


نقطه ی پایان مطلب همین جاست، امیدوارم در این چند دقیقه پایانی شب که از روی دغدغه و با دیدن سوء استفاده دشمن از انتقادهای نابه جای ما (یعنی "در جای نامناسب")، دست به نوشتن کردم، توانسته باشم حق مطلب را ادا کنم.


انشالله به لطف همان خداوندی که در قرآن کریم جمله های زیر را در حمایت از به دنیا آوردن و نگهداری فرزند رو به عرب جاهلیت که از ترس فقر فرزندان خود را می کشتند، می فرماید، تاثیر خود را خواهد داشت.


«وَ لا تَقْتُلُوٓا أَوْلَـٰدَکُمْ خَشْیَةَ إِمْلَـٰقٍ نَّحْنُ نَرْزُقُهُمْ وَ إِیَّاکُمْ إِنَّ قَتْلَهُمْ کَانَ خِطْئًا کَبِیرًا.»

«هرگز فرزندان‌ خود را از ترس‌ فقر به‌ قتل‌ نرسانید که‌ ما آنان‌ و شما را روزی‌ می‌دهیم‌؛ مسلّماً کشتن‌ آنها خطای‌ بزرگی‌ است‌.»


یه نکته! از کجا معلوم خودداری ما از به دنیا آوردن فرزند در این زمانه که دشمن وهابی و صهیونیست ما فرهنگ چندفرزندی را پی گرفته است، گناهی کمتر از عرب جاهلیت داشته باشد!؟


راستی قرآن کریم را باز کردم برای قرار دادن آیه شریف فوق که به نظرم آمد این نکته را نیز اشاره کنم، که برداشتی جدید و شخصی من از سوره کوثر است.


دشمنان پیامبر(ص) به او می گفتند، تو ابتر هستی! یعنی تو فرزندی (پسر) نداری و نسل تو پایدار و ادامه دار نخواهد بود! و خداوند نیز در پاسخ این حرف دشمنان و در بیان جایگاه مادر عظیم الشان مان حضرت زهرا (س) به پیامبر(ص) سوره کوثر را نازل کردند:


بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

به نام خداوند رحمتگر مهربان


إِنَّا أَعْطَیْنَاکَ الْکَوْثَرَ

ما تو را [چشمه] کوثر دادیم (۱)


فَصَلِّ لِرَبِّکَ وَانْحَرْ 

پس براى پروردگارت نماز گزار و قربانى کن (۲)


إِنَّ شَانِئَکَ هُوَ الْأَبْتَرُ

دشمنت‏خود بى‏تبار خواهد بود (۳)


مراقب باشیم که این خواسته ی دشمنان خدا و پیامبر (ص) برای من و شمایی که امید و آرزویمان سربازی امام زمان است به تحقق نپیوندد... 


انشالله از ما و نسل ما سربازانی فرمان بردار تقدیم امام زمان (عج) شوند. 


مطالب مرتبط:

چند بچه کافی است؟


حامیان مطلب:

خبرنامه دانشجویان

رجا نیوز

ندای انقلاب

فرهنگ نیوز

برچسب‌ها: طرح فرزند بیشتر زندگی شادتر، تربیت فرزند، کار فرهنگی، سبک زندگی اسلامی، تعداد فرزند، امر به معروف، نهی از منکر، چند فرزند کافی است؟، بهانه های بنی اسرائیلی

دوشنبه 9 اردیبهشت‌ماه سال 1392
صحبتی با آقا پسرهای دم بخت و حتی بعد از عقد!

سلام علیکم! 

یه سلام مردونه و خیلی جدی برای شروع بی مقدمه یه صحبت خیلی جدی!


اواخر سال گذشته با توجه به تجربه های بسیار دوستانم و خودم درمورد خواستگاری رفتن و مشکلات عجیبی که سر راه بود، مطلبی نوشتم با عنوان:  صحبتی با خانواده دخترخانم های دم بخت!


از خدا که پنهان نیست، از شما چه پنهون که حق به جانب و با توپ پر نوشته بودم، با اینکه آخرش سعی کردم بی طرف بشه متن! اما نتیجه چیزی شد بسیار نزدیک به حقیقت، البته حقیقتی واقع گرایانه... 


متاسفانه و متاسفانه و متاسفانه دیدم چند تن از خواهرهای متاهل، باز هم متاسفانه... آمدند و نظرات ارزشمندی دادند از پسرهایی که من توصیف کرده بودم و اکنون همسرهای این خانم ها هستند... ولی با اما... ولی با امایی همراه هست این داستان..


می تونید نظرات مطلب "  صحبتی با خانواده دخترخانم های دم بخت! " رو در  قسمت نظرات آن (+) مطالعه کنید و سپس به ادامه مطلب بپردازید تا به خوبی متوجه منظور مطلب بشوید انشالله. البته به گونه ای ادامه پیدا می کند مطلب که اگر آن ها را مطالعه نکنید هم مسئله ای پیش نمی آید.


بله کجا بودیم؟ آها: بزرگوارانی نظر قرار داده بودند که ما با چنین پسرهای خوبی که شما توصیف کردید، دقیقا با همین ظاهری (مذهبی) که در مطلب بیان شده ازدواج کردیم... اما...


اما ایشان خلاف آنچه که در جلسات طولانی بین مان گفته بود عمل کرد:

الف: اما ایشان بر خلاف اعتقاداتی که به زبان بیان کرده بود اهل دورغ و غیبت و تمسخر است.

ب: اما ایشان بر خلاف اعتقاداتی که لسانا در جلسات خواستگاری گفته بود عمل کرد.

ج: اما ایشان به وعده هایشان برای خریدهای ازدواج و خرید خانه عمل نکرد.

د: اما ایشان اهل تلاش و کوشش برای رفاه و رزق و روزی خانواده نیستند.

ک: اما ایشان در جواب کار نکردن های خودش می گوید رزق و روزی ما همین قدر است! 

ق: اما ایشان احترام من را نگه نمیدارد و تحقیر و توهین و تهدید به طلاق می کند!

 و اماهای دیگر...


بی دینی در قابل روشنفکری: یا یک مدل دیگر، فردی که ظاهری بسیار مذهبی داشته ولی شرایط خلاف شرع عروس خانم را به راحتی قبول کرده است و الان باهم خوشبخت هستند! ( برادرشان در تعریف از ارزش صداقت این مثال را زده بودند که حتی این هم جای صحبت دارد و حدیث های آن را ذکر میکنم در ادامه انشالله)  در زندگی ظاهری دنیا..



از دیگر دوستانم بصورت مجازی و حضوری پرسیدم و تایید کردند نظرات رو متاسفانه، و مجبور شدم دست به کیبرد ببرم برای یاداوری حق!


و اما جواب هایی دندان شکن و بدون تعارف با آقا پسرهای دم بخت و آقا پسرهای بکم بعد از دم بخت یا همان بعد از عقد: !


به ترتیب از بالا:


الف: غیبت و تمسخر به شدت در دین مبین اسلام نهی و مذمت شده است:


پیامبر صلى الله علیه و آله در حدیث گرانقدری می فرمایند:


اَلغیبَةُ اَسرَعُ فى دینِ الرَّجُلِ المُسلِمِ مِنَ الکِلَةِ فى جَوفِهِ؛

غیبت کردن در (نابودى) دین مسلمان مؤثرتر از خوره در درون اوست.


و همچنین در سوره مبارکه الحجرات، جزء ۲۶ می خوانیم:


یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا یَسْخَرْ قَومٌ مِّن قَوْمٍ عَسَى أَن یَکُونُوا خَیْرًا مِّنْهُمْ وَلَا نِسَاء مِّن نِّسَاء عَسَى أَن یَکُنَّ خَیْرًا مِّنْهُنَّ وَلَا تَلْمِزُوا أَنفُسَکُمْ وَلَا تَنَابَزُوا بِالْأَلْقَابِ بِئْسَ الاِسْمُ الْفُسُوقُ بَعْدَ الْإِیمَانِ وَمَن لَّمْ یَتُبْ فَأُوْلَئِکَ هُمُ الظَّالِمُونَ ﴿۱۱﴾


اى کسانى که ایمان آورده‏اید نباید قومى قوم دیگر را ریشخند کند شاید آنها از اینها بهتر باشند و نباید زنانى زنان [دیگر] را [ریشخند کنند ] شاید آنها از اینها بهتر باشند و از یکدیگر عیب مگیرید و به همدیگر لقبهاى زشت مدهید چه ناپسندیده است نام زشت پس از ایمان و هر که توبه نکرد آنان خود ستمکارند (۱۱)


 مطالعه بیشتر درمورد این آیه.


و چه ختم فصل الختامی قوی تر از متن صریح قرآن و حدیث از پیامبر اکرم (ص)...!


و صد البته این دو حدیث قطره ای از ده ها حدیث در مورد غیبت و تمسخر هستند! و هرکس ادعای مذهبی بودن دارد و اهل اینهاست، به صراحت و با استناد به احادیث می گویم، شما مذهبی نیستید که هیچ، مسلمان هم نیستید!!!


شما می توانید حدیث های بسیار دیگری را درباره غیبت، در سایت آوینی، , چند حدیث درباره شوخی و تمسخر را در وبلاگ علمی مطالعه کنید. 


..............................


ب و ج: در باب وفاع به عهد و پیمان و قول هم مطمئنا احادیث بسیار و آیه های قرآن را به خوبی به خاطر دارید، در قرآن کریم 32 بار در باره کلمه عهد و پیمان و وفای به آن تذکر داده شده است و در حدیث گرانبهایی از رسول اکرم صل الله علیه و آله، میخوانیم:


لادین لمن لا عهد له

آنکس که وفای به عهد و پیمان نکند، دین ندارد.

﴿/ بحارالانوار/ج٧٥/ص٩٦﴾


و همچنین در سوره الرعد در مورد مومنین می خوانیم:


الَّذِینَ یُوفُونَ بِعَهْدِ اللّهِ وَلاَ یِنقُضُونَ الْمِیثَاقَ ﴿۲۰﴾

همانان که به پیمان خدا وفادارند و عهد [او] را نمى‏شکنند (۲۰)


و مطمنئنا آن پسری که به عهد خود وفا نمی کند را نمی توان نه تنها مذهبی و حزب اللهی به شمار آورد، بلکه در مسلمان بودن او شبهه وارد است!!!


احادیث بیشمار دیگر را می توانید در سایت بولتن و صدای معصومین مطالعه کنید.


..............................


د و ک: در هیچ کجای دین مبین اسلام آورده نشده است که کار نکنید، چرا که رزق شما مشخص است و دو دستی در سبدی از آسمان برایتان می اندازند آن را!! 


در این رابطه امام حسن عسکری (ع) فرموده اند : گرچه خداوند در نظام حکیمانه ی آفرینش ، ارزاق مردم را تضمین کرده است ولی مبادا اندیشه ی ضمانت خداوند رازق، مغرورتان سازد و شما را از انجام فریضه ی کار و کوشش باز دارد.

منبع : تحف العقول ،ص489


و همچنین رسول الله (صلی الله علیه و آله) می فرمایند: 


 اَلْعِبادَﺓُ عَشَرَﺓَ اَجْزاءٍ تِسْعَـﺔٌ مِنْها فی طَلَبِ الْحَلالِ

عبادت ده جزء است که نه جزء آن در کار و تلاش برای به دست آوردن روزی حلال است.

منبع: مستدرک الوسائل، ج۱۳، ص۱۲


و مگر در آن روایت نخوانده ایم که امام معصوم فردی را دائم در حال عبادت دیدند و تذکر دادند که ایشان چه زمانی برای رزق و رفاه خانواده تلاش کند و این عبادت به تنهایی قابل قبول نیست؟


و آیا نمی دانید کار برای رفاه خانواده ثوابی همانند جهاد در راه خدا دارد؟


احادیث بسیار دیگری در سایت آوینی، وبلاگ حدیث ، سایت رسولِ نور و تبیان، در تایید این موضوع قرار داده شده است که می توایند مطالعه کنید!


آیا اگر من و شما به این ها عمل نکنیم نه تنها مذهبی و حزب اللهی، حتی آیا می توانیم ادعای مسلمانی کنیم!!؟


دو جلسه سخنرانی زیر از استاد پناهیان برای اینگونه افراد کافی است، سخنرانی های بسیار جذاب و صریح در مورد وظیفه مومن در کسب روزی حلال و رفاه خانواده و جامعه ی او. پیشنهاد می کنم حتما آنها رو گوش کنید.


 دانلود سخنرانی استاد پناهیان در مورد تلاش برای کسب رزق و روزی و رفاه خانواده (1)

 دانلود سخنرانی استاد پناهیان در مورد تلاش برای کسب رزق و روزی و رفاه خانواده (2)

منبع: سایت شهدای گمنام


..............................



ق: بسیار متاسف هستم که باید حدیث هایی را در مورد احترام و محبت به همسر، این اصل روشن تر از روز بنویسم برای آن اقا پسری که همسر گرامیشان در مطلب صخبتی با دخترهای دم بخت، از بی احترامی های ایشان، دردل کرده بودند... 


 امام سجاد علیه‏السلام در این باره می فرمایند:

وَ اَمّا حَقُّ الزَّوجَةِ فَاَنْ تَعْلَمَ اَنَّ اللّه‏َ عَزَّوَجَلَّ جَعَلَها لَکَ سَکَنا وَ اُنْسا فَتَعْلَمَ اَنَّ ذلِکَ نِعْمَةٌ مِنَ اللّه‏ِ عَلَیْکَ فَـتُـکْرِمَها وَ تَرْفُقَ بِها وَ اِنْ کانَ حَقُّکَ اَوجَبَ فَاِنَّ لَها عَلَیْکَ اَنْ تَرْحَمَها؛


حق زن این است که بدانى خداوند عزوجل او را مایه آرامش و انس تو قرار داده و این نعمتى از جانب اوست، پس احترامش کن و با او مدارا نما، هر چند حق تو بر او واجب‏تر است اما این حق اوست که با او مهربان باشى.


منبع: من لایحضره الفقیه، ج 2، ص 621، ح 3214

 

امام صادق(ع) می فرمایند:

من اخلاق الانبیاء حبّ النساء.

محبت نسبت به زن از اخلاق انبیاء است.


صدالبته این روایات بسیار اند، شما می توانید متن بسیار زیبایی را در باره محبت به همسر در سایت تبیان مطالعه بفرمایید.


کافی نیست این همه روایت و تاکید بر محبت و احترام به همسر و خانواده؟ آیا آن کسی که اینگونه نیست رسم مسلمانی می داند؟ صد البته که چنین فردی تنها ادعای مذهبی بودن دارد اما مسلمان هم نیست!!!


..............................


اگر بخواهم از این موضوعات بنویسم بسیار است، اما بهتر است در ادامه یک موضوع بسیار عجیب و رایج و بد را بررسی کنیم!!!!


بی دینی با ظاهر روشنفکری: متاسفانه بعضی از آقا پسرها هم به اسم مذهبی ها و تنها با ظاهری شبیه به این قشر، کارهای خلاف شرع می کنند و خودشان و اطرافیان شان هم آن را مبنی بر روشنفکری شان می دانند و نه سستی شان در دین. 


و به این راحتی آبروی یک قشر بزرگ و معتقد برده می شود. مانند نظری که در مطلب صحتبی با دخترهای دم بخت گذارده شده بود در توضیح اهمیت تفاهم و صداقت... اما تفاهمی که به نشان از سستی در دیدن بود و لازم دیدم در مورد این قشر تذکری جدی بدهم.


آری بسیاری هستند که با ظاهری مذهبی و هشت من ریش!! ده مدل انگشتر مذهبی، به محض ازدواج از شب عروسی و رقصیدن های ده مدله!! شروع می کنند و از فردای آن روز هم در زندگی شخصی خویش از هر حریمی می خواهند عبور می کنند...


این ها هم جزء قشر مذهبی ها نیستند و بعید می دانم مسلمانی شان هم چنان چنگی به دلِ نامه ی اعمالشان بزند، وقتی با هر شرط غیر شرعی همسر و هر سبک غیر دینی زندگی می کنند. 


اسلام به ذات خود ندارد عیبی

هر عیب که هست از مسلمانی ماست


انشالله  تنها با عمل به واجبات و آنچه می دانیم، الگلوی یک مسلمان و بچه حزب اللهی واقعی باشیم و با اشتباهات شخصی و سستی در دین آبروی این سراچ منیر را خدشه دار نکنیم.


مطمئنا اگر من و شما، یک مسلمان پایبند و عادی هم باشیم، نه بیشتر حتی! جامعه ما بهشت خواهد شد. 


انشالله به این ترتیب برای زندگی در جامعه آرمانی مان به رهبری امام زمان (عج) تمرین و عادت کنیم.


مطالب مرتبط: 


بازنشر شده در: رجانیوز - عمارنامه - عرش نیوز - فردو نیوز - خیبرآنلاین - حریم یاس - 

برچسب‌ها: ازدواج، خواستگاری، دختر دم بخت، پسر دم بخت، سبک زندگی اسلامی، جهاد، دانلود سخنرانی استاد پناهیان، رزق و روزی حلال، محبت به همسر، همسرداری

یکشنبه 13 اسفند‌ماه سال 1391
خانواده دختر و پسرهای مجرد بخوانند: مهریه بر علیه مهر

سلام علیکِ و علیکَ و علیکم!


بریم سر اصل مطلب! مهریه...


خیلی جمله مشهوری است، حتی بچه ها هم از برنامه های تلویزیونی شنیدند و می دونند این جمله کجا کاربرد داره...



اما این یه جمله نیست، این روزها شده خیلی چیزها:

شده دغدغه و نگرانی جوون ها
شده از مهم ترین صحبت های بیشتر خواستگاری ها
حتی شده ملاک خیلی از ازدواج ها
حتی شده ملاک ازدواج ها

حتی شاید شده ملاک و ضمانت خوشبختی جوون ها ...


حالا اینجا رو دقت کنید... اینکه اصل قضیه مهریه رو چه کسی مطرح کرده به کنار، اما چیزی که خیلی انگار در مقدارش تاثیر گذاره، چیزی مبهم و خیلی خیلی متغیر است!


یه اسم جالبی هم داره که توی بحث های دیگه اجتماعی هم مثل حجاب و پوشش، یا ساده زیستی و تجملات یا کلا سبک زندگی استفاده میشه، صداش می کنند "عرف" !


ئه چه جالب! این کلمه رو هم می دونستید شما! بله میدونم میدونید، اما تو مو میبینی و من پیچش مو...


خوب، حالا این پیچش رو یکم باهم برسیم کنیم، چطوره!؟ اون هم از اول پیج! دقیقا همون جایی که مورد فراموشی و غفلت و بی مهری! قرار گرفته؟ 

خوب چون موافق هستید ادامه میدم...


 از قدیم ندیم ها رسم شیربها و جهیزیه و هدیه های قبل و بعد عروسی بوده، هرقوم و قبیله ای هم رسم و رسومی داشتند، بعضی هزینه های همه چیز نصف نصف هستند از اول تا آخر، بعضی ها جهیزیه را هم داماد میدهد، بعضی ها توافقی و بعضی ها ...


اما، همیشه از یه جایی به بعد داستان فرق میکنه (فرق کرد)، از اون جایی که صحبت از دستورات خدایی پیش میاد (پیش آمد) ، همان تنها دینی که بر اهمیت ازدواج، حقوق زن و مرد در ازدواج تاکید زیادی دارد و موضوع مهریه که شاید در فرهنگ های قبلی لزومی بر آن نبوده ( حتی در حد شیربها که به مادر گرامی داده میشده! یا هزینه ای که همین جوری به خانواده دختر پرداخت میکردند و دختر میشد برای آقا داماد و ... ) را در حد بالای علتِ صحت عقد و ازدواج مطرح می کند. 


در این حد که اینگونه نقل می کنند:  مهریه از نگاه شرع، حق زن است و وجه مهریه برای زن از شیر مادرش هم حلال تر است... 

می بینم که خانم های خواننده خیلی خوششان آمد، اما صبر داشته باشید...


حالا اینگونه نقل شدن جمله بالا را هم بخوانید لطفا: اگرچه که مهریه از نگاه شرع، حق زن است و وجه مهریه برای زن از شیر مادرش هم حلال تر است، اما وقتی رقم مهریه آن قدر بالا باشد که از حد توان مرد خارج باشد و مرد بداند که توان پرداخت این میزان مهریه را ندارد، از نگاه شرعی اشکال به وجود می آید. حتی اگر خودش زمان عقد به این میزان مهریه رضایت داده باشد.


توجه: زیاد دنبال جهت گیری و هدف مطلب از زبان بنده نباشید، و طبق این آیه عمل کنید لطفا: 

 فبشرعبادالذین یستمعون القول ویتبعون احسنه (+)

پس بشارت بده به بندگانی که به سخن گوش فرامى‏دهند و بهترین آن را پیروى مى‏کنند اینانند که خدایشان راه نموده و اینانند همان خردمندان (+)


خوب ادامه صحبت مون...، کجا بودیم؟ 

آها دنبال یک ملاک دینی، برای موضوع مهریه که ماهیتا به وسیله دین مطرح شده و واجب برشمرده است.


البته فکر کنم قبلش وضع الان جامعه و یک نظر رو در مورد مهریه مرور کنیم به بهتر پیش رفتن موضوع کمک میکنه، بخصوص اینکه کمک می کنه شما خواننده گرامی، کمی بیشتر با دیدگاه نگارنده آشنا شوید...


در جامعه ای که امروز زندگی میکنیم، مانند دیگر امور که هرکسی برداشت خودش را از یک اصل مهم و دینی دارد، در مورد مهریه هم نظرها و عمل های مختلفی است:


خانواده هایی آن را حق دختر می دانند و تصمیم با دخترخانم است، بعضی نظر، نظر پدر یا مادر خانواده است، بعضی مقدار آن را مبنی بر میزان ارزش دخترشان که بسیار است میگذارند و بعضی منتظر مقداری از سمت خانواده داماد هستند که میزان اشتباق بی نهایت آنها را انعکاس دهد، بعضی هم معیارهای عددی دارند چون نام دختر خانم به حروف ابجد، چون تعداد یاران امام زمان و تعداد پیامبران و بعضی هم چهارده معصوم (ع) که در سطح ایمان به این اعداد و اعتقادات و عمل هم باز تفاوت بسیار است.


این توضیحات بالا می شود همان عبارت "عرف" که بالاتر از آن نام بردیم.


حالا آنچه نظر خانواده و پدر بنده و اطرافیان من است:

پدر و مادر بنده اعتقاد شخصی و خانوادگی شان بر این است که یک دختر خوب و مومن و خانواده دار و پخته و ... ، آنقدر ارزشمند و قابل احترام و توجه است که هرچقدر هم مهر ایشان کنی، فرضا 1000 سکه طلا، هم کم است و کم خواهد بود. 



حال آنکه شاید خانواده ای نظرشان بر این باشد که باید هرآنچه ممکن است پشت قباله دخترمان باشد، که بلکه ارزشش در دیدگان دیگران بدرخشد...



یاد این سخن پدرم می افتم که در زمان جوانی و دقیقا دور و ور سن و سال من در آن روزگار به آن معتقد بوده است و امروزه به شکل امروزی تر بیانش را برایتان بالاتر نوشتم.


دختر اگر دختر خوب و ارزشمندی باشد یک فرقان!! (تعجب نکنید 25 سال پیش کم از نیسان آبی این روزها نداشته است) !! هم طلا پای آن دختر بریزی کم است و باید کوهی طلا پای او ریخت و اگر هم آن دختر خوب و با ایمان نباشد به اندازه یک فرقان... نیرزد...



نتیجه این سه حرف و تصویر می شود نا معادله ناجوانمردانه ای که اگر فاکتور سومی در آن قرار نگیرد می شود دومعادله و سه مجهول.... 

منظور از فاکتور سوم، همان فاکتور اصلی و ریشه ی مهریه است

داخل پرانتز: 

( از نکته های تلخ و دوست نداشتنی این بحث به این اشاره کنم که در این میان، عملا اخلاق و ایمان خواستگار و معیارهای دختر خانم و پسندیده شدن هایی که معمولا با معیارهای بسیار متعالی هستند انگار به فراموشی سپرده می شود.)



حالا برویم سراغ اصل مطلب. مهریه! البته آن فاکتور سوم، یا شاد آن فاکتور اول فراموش شده...

و آن مهریه مذکور در اسلام عزیز است.

مهریه ای که همچون بسیاری دیگر از احکام دین در قرآن کریم به آن دستور داده شده و سپس توسط پیامبر (ص) و معصومین (ع) تبیین و تعریف شده اند.


هرچه بگویید سخنان فوق الذکر نظر شخصی بنده بوده است و شما نظر دیگری دارید حق با شماست... پس در این قسمت حدیث هایی را از معصومین ذکر می کنم تا انشاءالله با هم، نظرات خودمان را با این احادیث محک بزنیم و ببنیم کدام به حق نزدیک تر هستیم . 


آنچه بیشتر به سمت خانواده دخترخانم ها برمی گردد:


. . . . . . . . . .

اَعظَمُ النِّساءِ بَرَکَةً اَیسَرُهُنَّ صَداقا

با برکت ‏ترین زنان، کم مهریّه‏ترین آنان است.

السنن الکبرى، ج 7، ص 235

. . . . . . . . . .

لا تُغالوا بِمُهورِ النِّساءِ ، فَإِنَّما هِىَ سُقیَا اللّه ِ سُبحانَهُ 

 در مهریه هاى زنان ، زیاده روى نکنید ؛ چرا که زنان ، در واقع ، باران خداوند سبحان اند.

. . . . . . . . . .

رسول اکرم (ص):

 بهترین زنان آن است که مهرشان آسان تر باشد

. . . . . . . . . .

رسول اکرم (ص):

بهترین مهر ها آن است که سبک تر باشد

. . . . . . . . . .

رسول اکرم(ص):

أفضَلُ نِساءِ اُمَّتِی أصبَحُهُنَّ وَجها وأقَلُّهُنَّ مَهرا

بهترین زنان آن است که رویش خوبتر و مهرش کمتر باشد

بحار الأنوار : 103 / 237 / 25 منتخب میزان الحکمة : 254

. . . . . . . . . .

حضرت امام صادق(ع):

خوبی زن آن است که مهرش کم باشد و شومی زن آن است که مهرش گران باشد.

. . . . . . . . . .

رسول اکرم(ص):

مهرها را سنگین نگیرید  مهر ومحبت را باید خداوند مهربان فراهم آورد  پول و مال مهر ومحبت نمی آورد

. . . . . . . . . .

امام صادق علیه‏السلام :

أمّا شُؤمُ المَرأةِ فکَثرَةُ مَهرِها وعُقوقُ زَوجِها .

شومى و ناخجستگى زن ، زیاد بودن مهریه او و نافرمانى از شوهرش مى‏باشد .

. . . . . . . . . .

و از آن طرف به مردان چنین یاداوری می شوند:


. . . . . . . . . .

رسول اکرم(ص):

هر کس زنی را با مهریه بگیرد، ولی در نیّت پلیدش قصد پرداخت مهریه را نداشته باشد، روز رستاخیز در قیافه زناکاران می آید.

کنز العمّال-ج16--ص323 

. . . . . . . . . .

امام علی (ع):

هر کس در مورد پرداخت مهریه به زنش ستم کند، که بوسیله آن زوجیّت او مباح گردیده، گرفتار زنا شده است.

بحار الأنوار- ج103 -ص 352

. . . . . . . . . .

امام صادق (ع):

مردی که زنی را به همسری می گیرد، و قصد پرداخت مهریه او را ندارد، عمل او حکم زنا را دارد. وسائل الشیعه - ج 15- ص21

. . . . . . . . . .

امام صادق (ع):
 من امهر مهرا ثم لاینوی قضائه کان بمنزله السارق
 هر که مهریه ای مقرر کند و قصد پرداخت آن را نداشته باشد در حکم سارق و دزد است.

. . . . . . . . . .

همچنین در مورد مهریه خلاف عرف که می گویند شان فامیل ما اینگونه است، چیزی نداشته و فقط در مورد نفقه و خرجی دختر خانم داریم که باید در شان خانواده ایشان باشند که در اصل با رعایت هم کفو بودن دختر و پسر در موقع ازدواج این موضوع عملا حل شده است.

. . . . . . . . . .


آنچه از قرآن کریم می توان استنباط کرد:


. . . . . . . . . .


 قرآن کریم، با لطافت و ظرافت بى نظیر مى فرماید: «وَءَاتُواْ النِّسَآءَ صَدُقَـتِهِنَّ نِحْلَةً .

 کابین زنانِ را [که به آنها تعلق دارد و] عطیه اى است از شما به آنها، به خودشان بدهید» . 


در این آیه کوتاه، به سه نکته اساسى اشاره شده است :

یک. از مهریه، با نام «صدُقه» یاد شده ، از مادّه «صِدق» بدان جهت که نشانه صداقت و راستین بودن علاقه مرد است . 

دو. الحاق ضمیر «هُنَّ» به «صدُقات»، اشاره به آن است که مهریه، به خودِ زن تعلق دارد ، نه پدر و مادر وى، و به اصطلاح، «شیربها» نیست .

 سه. کلمه «نِحله»، به روشنى دلالت دارد که مهریه ، در واقع ، چیزى جز هدیه و پیشکش مرد به زن نیست 


به نظر می رسد به نوعی حق انتخاب بایستی براساس عقده و نظر زوج باشد تا ملاک هایی همچون نظر مطلق! پدرومادر و آن هم براساس شاءن اشتباه جا افتاده و نادرستی که قبلا در این مطلب توضیح آن را دادیم.


. . . . . . . . . .


خداوند در آیه 27 سوره قصص مهریه دختر شعیب (ع) که به عقد حضرت موسی (ع) در آمده بود ، کارکردن حضرت موسی (ع) به مدت هشت تا ده سال بیان می کند.


چرا این را مانند مهریه در نظر میگیرم؟ چرا که این مبلغ در اختیار همسرش قرار گرفته است، وی سپس با گله ای از گوسفندان که از آن همسرش بود از مدین کوچ می کند.

. . . . . . . . . .


سنت پیامبر: 

. . . . . . . . . .

 پیامبر(ص) حضرت فاطمه (س) را در برابر یک زره حطمی که سی درهم ارزش داشت به علی تزویج کرد.(کافی ، کلینی ، ج 5 ، ص 377) 


باید گفت که هر ده درهم یک سکه دینار بود. پس سی درهم به اندازه سه دینار زر بود که از سوی پیامبر(ص) و امیرمومنان علی (ع) به عنوان مهریه قرار داده شده بود.

همچنین این مبلغ در آن زمان مبلغ کمی نبود چرا که ضروریات زندگی با آن تهیه شد. 



چه بسیار به جاست که تذکر بدیم که چه شاءنی بالا تر از خانم فاطمه (س)... و به نظر می رسد اگر طبق سنت پیامبر میخواهیم عمل کنیم، ملاک های شان دختر خانم ها موارد دیگری جز مهریه باید در نظر گرفته شود.



. . . . . . . . . .


نتیجه:

. . . . . . . . . .

با توجه به موارد بالا که کاملا احادیث و آیات قرآن را شامل می شدند، به نظر می رسد، مهریه مناسب مهریه ایست که شوهر امکان پرداخت و اداء آن را داشته باشد. توافقی بر اساس اعتماد و بر اساس ملاک های اخلاقی و ایمانی طرفین باشد. 


و باید به خاطر داشت موارد ازدواج همه از جمله اموری هستند که در هر زوج نسبت به زوج های دیگر به سبب تفاوت بسیار اخلاقی، ایمانی، مادی، خانوادگی و فرهنگی، متفاوت است و نباید با ملاکی اشتباه به نام "عرف" برای همه نسخه ای یکسان پیچید!


. . . . . . . . . .

در پایان مطلب:


می دانم درون یک مطلب بیش از حد شاید حدیث و آیه قرآن آورده شد، اما این روزها از بسیار تجربه های متفاوت و متنوع، به این نتیجه رسیده ام هرچه سختی و مشکلات شخصی و خانوادگی و اجتماعی داریم بخاطر دوری از اسلام عزیز است و بس...

اسلامی که اگر واقعا آن را بشناسیم و مردانه و با تقوای الهی به آن عمل کنیم، جامعه ای خواهیم داشت همچون بهشت، همان جامعه ی موعود که با ظهور امام عصر (عج) انشاءالله به آن کاملا دست خواهیم یافت...

می دانم هرآنچه پشت سراسلام گفته می شود از نامسلمانی ماست، انشاءالله با مرور این مطلب، دین سنگین مبین اسلام که برگردنمان مانده است را (اسلام عزیزی که آینده روشن مان با آن رقم خواهد خورد) ادا کنیم. 

به امید آنکه شروع زندگی های ما، زندگی های ما و حیات و ممات ما قدمی هرچند کوچک برای ظهور امام عصر (ع) باشد ...



مطالب مرتبط: 

باز نشر شده در:

مشرق - عمارنامه - فرهنگ نیوز - عرش نیوز - ویستا - شهدای کازرون

برچسب‌ها: ازدواج، مهریه، خواستگاری، حدیث درمورد مهریه، همسرداری، بهترین همسر، ازدواج آسان، سبک زندگی اسلامی، سبک زندگی

شنبه 28 بهمن‌ماه سال 1391
راه میانبر، رستگاری در چند دقیقه

یادمه اون موقه های که نوجوون بودم، وقتی پدرم مردونه جلو خانواده و یا دونفری نصیحتم می کرد، دقیقا حس میکردم لحظه به لحظه دارم کوچیک میشم و آب میشم... حتی حس فیزیکی کوچیک شدن داشتم!


اما چند وقتی است هر وقت چه جلو خانواده و چه دونفری میشیم پدر و شروع می کنند رگباری نصیحت کردن، حس خوبی دارم ... حس میکنم دارم عصاره چند ده سال زندگی و تجربه رو رایگان هدیه می گیرم... و در اصل حس میکنم دارم بزرگ میشم...



امشب هم طبق راه و روشی که اخیرا به جدّ در پیش گرفتم، نشستم جستوجو کردن و محک زدن داستان نصیحت شنوی از منظر دین و شریعتم و به چه چیزهای جالب و قابل تاملی رسیدم... 


امام جواد علیه السلام در این باره فرمودند:

اَلمُؤمِنُ یَحتاجُ إلى ثَلاثِ خِصالٍ: تَوفیقٍ مِنَ اللّه  وَواعِظٍ مِن نَفسِهِ وَقَبُولٍ مِمَّن یَنصَحُهُ؛

مؤمن نیازمند سه چیز است: توفیقى از پروردگار، پند دهنده اى از درون خویش و پذیرش از نصیحت کنندگان.


امام على علیه السلام:

لا واعِظَ أبلَغُ مِن النُّصحِ؛

هیچ واعـظـى مـؤثرتر از نصیحت نیست.


مَن قَبِلَ النَّصیحَةَ سَلِمَ مِنَ الفَضیحَةِ؛

هر کس نصیحت را بپذیرد، از رسوایى به سلامت مى ماند.


امام سجاد علیه السلام:

و أَمّا حَقُّ النّاصِحِ فَأَن تَلینَ لَهُ جَناحَکَ ثُمَّ تَشرَئِبَّ لَهُ قَلبُکَ وَتَفتَحَ لَهُ سَمعَکَ حَتّى تَفهَمَ عَنهُ نَصیحَتَهُ ثُمَّ تَنظُرُ فیها فَإن کانَ وُفِّقَ فیها لِلصَّوابِ حَمِدتَ اللّه  عَلى ذلِکَ وَقَبِلتَ مِنهُ وَعَرَفتَ لَهُ نَصیحَتَهُ... ؛

حقّ نصیحت کننده این است که نسبت به او فروتنى کنى، دل را براى فهم نصیحتش آماده نمایى و به سخنانش گوش دهى و اگر گفتارش درست بود خدا را شکر گویى و بپذیرى و حق شناسى کنى... .


پس چقدر خوبه مسلمون باشیم، مسلمان واقعی، به قول پدر به اون چیزی که میدونیم علم کنیم که خدا هرآنچه نمیدونیم رو بهمون الهام میکنه انشاءالله و در راه زندگی مون قرار میده...


شاهد و تایید این حرف پدر هم این حدیث:

پیامبر اکرم(ص) فرمودند:

تقوای کامل این است که آنچه نمی‌دانی یاد بگیری و به آنچه می‌دانی عمل کنی. (میزان‌الحکمه/4/3638)


و در نهایت حرف اول و آخر را خداوند کریم در تایید درستی مطالب ذکر شده، در قرآن کریم می فرماید:

مَن یَتَّقِ اللَّهَ یَجْعَل لَّهُ مَخْرَجًا ( معنی و ادامه آیه ) ...

مَن یَتَّقِ اللَّهَ یُکَفِّرْ عَنْهُ سَیِّئَاتِهِ وَیُعْظِمْ لَهُ أَجْرًا  ( معنی و ادامه آیه ) ...

مَن یَتَّقِ اللَّهَ یَجْعَل لَّهُ مِنْ أَمْرِهِ یُسْرًا ...


رستگاری سخت نیست، همین چند دقیقه نصیحت شنیدن ها از پدرمادر، استاد و معلم، عالم و واعض، رهبر و ولی، امام معصوم و در نهایت خداوند کریم است..


منبع احادیث


برچسب‌ها: نصیحت پدرانه، سبک زندگی اسلامی، حدیث در مورد نصیحت کردن، خوشبختی، خوشبختی های پنهان، رازهای موفقیت، تقوا

پنج‌شنبه 7 دی‌ماه سال 1391
بهترین شغل برای خانم ها

سلام علیکم


توی شبکه اجتماعی ها داشتم اسکرول موس رو نرمش میدادم که دیدم بزرگواری نوشته اند بهترین شغل برای خانم ها فلان کار است چرا که این مزیت ها را دارد...

ایشان اگر اشتباه نکنم مهندس و شاغل هستند، در نتیجه ذهن ایشان شرطی است به اینکه: حالا که زن باید کار کنه این کار بهتره و اون کار نه، خوب نیست.


اما دید من به این قضیه کاملا متفاوته و بعد از چندین ماه مشورت و مشاهده و تفکر و مطالعه به این نتیجه رسیدم که یک زن، برای کار کردن در بیرون از خانه خلق نشده، حالا بماند جامعه ای مثل تهران و شهرهای بزرگ که خودشون مشکل اصلی هستند برای بنیاد خانواده!!


البته کشفی که در پاراگراف قبل ذکر کردم کشف جدیدی نیست چراکه بسیاری از احادیث و نقلیات علماء و بزرگان دین این موضوع رو تایید میکنند و حتی این مشاورین درس خوانده در مکتب های غربی هم کمتر تلاش میکنند برای رد اون مگر اونها که خیلی روشنفکر هستند!!!


به نظرم خانه داری و مادری و تربیت فرزند والاترین شغله برای یک خانم، یه خانم نباید توی استرس و فشار کاری قرار بگیره و اصل جایگاهش توی خانواده تحت تاثیر قرار بگیرد.


 در سبک زندگی ای که ما بهش نیاز داریم زن ستون اقتصادی نیست، ستون آرامش و رسیدگی به خانواده و تربیت یک نسل، یک عالم، یک دانشمند، سیاست مدار و... هست.


در سبک اشتباه رایج الان زن نهایتا میتونه بشه وزیر و سفیر و اینها در حالی که همان ایشون میتونه مثل خیلی از مادرهایی که من اطرافم میبینم یک سفیر تربیت کنه با چه ایمان و خانواده ای، یک حسابدار تربیت کنه، یه معلم و یک فنی کار حرفه ای و یه خونه پر از آرامش و امنیت...


بهترین شغل برای مادرها مادریه، مگرنه که بهشت زیر پای مادران است، مگرنه اینکه جهاد زن در خانواده است، مگرنه اینکه از دامن زن مرد به معراج میرود...


پ ن: این صحبت امام خامنه ای همیشه توی گوشم میپیچه که گفتند، هیچ کاری نیست که خانمی اون رو توی جامعه زمین بذاره و مردی نباشه که برداره و انجامش بده... اما مادری کار هیچ مردی نیست، یه مرد هیچ موقع *نمی تونه مادر (با تمام تعاریف بزرگ و متعالی ش) باشه 


پ ن: ما بچه مذهبی ها، نیاز به بازیبای خودمون داریم، توی این زندگی ماشینی و شهری، سخت درگیر مادیات شدیم، ذهن مون شرطی شده به چیزهایی که خلاف مکتب و شرع مون هست. ای کاش بتونم و وقت کنم و بیشتر بنویسم، برای موضوع هایی چون گرانی و وظیفه و رفتار یک بچه حزب للهی ، چه در کلام و چه عمل، قناعت بزرگترین گنج، صبر و توکل، بخشش و انفاق، دستگیری از هم نوع و ...




برچسب‌ها: بهترین شغل برای خانم ها، اشتغال زنان، ازدواج، خانه داری، رازهای خوشبختی، خوشبختی، سبک زندگی، سبک زندگی اسلامی، بهترین شغل برای یک خانم، مشاغل خانگی

   1      2      >>